رگبار خاطرات

خرید بک لینک

به یاد آن عزیزی که نمی آید به دیدارم

ن/گفته دوستم دارد ن/دیده دوستش دارم

به یاد بی وفایی که خلأ پُر کرده جایش را

ن/میگیرد خبر از من ن/میداند که بیمارم

به یاد نازنینی که نوار خاطراتش را

مسلسل می کند هرشب و می بندد به رگبارم

به یاد آشنایانی که می دانند بعد از او

ندارم همدمی دیگر بغیر از دودٍ سیگارم

شدم مانند معتادی که هم وابسته هم خسته ست

من از تسکینیِ درد چگونه دست بردارم؟!

چه دفترها که با یادش نشستم خط خطی کردم

دلم می سوزد این شب ها به حال و روز خودکارم...

کاوه احمدزاده


برچسبها: کاوه احمدزاده, به یاد آن عزیزی که, اشعار عاشقانه
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین ۱۳۹۶ساعت 10:30 توسط کاوه احمدزاده |
غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:53

صفحه بندی