به یاد آن عزیزی که نمی آید به دیدارم
ن/گفته دوستم دارد ن/دیده دوستش دارم
به یاد بی وفایی که خلأ پُر کرده جایش را
ن/میگیرد خبر از من ن/میداند که بیمارم
به یاد نازنینی که نوار خاطراتش را
مسلسل می کند هرشب و می بندد به رگبارم
به یاد آشنایانی که می دانند بعد از او
ندارم همدمی دیگر بغیر از دودٍ سیگارم
شدم مانند معتادی که هم وابسته هم خسته ست
من از تسکینیِ درد چگونه دست بردارم؟!
چه دفترها که با یادش نشستم خط خطی کردم
دلم می سوزد این شب ها به حال و روز خودکارم...
کاوه احمدزاده
ما را در سایت غزل بانو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 6