در خلوت ابریشمی ام هرکسی آمد
از پیله ی من تا شده پروانه گذشته
با خمره برای منِ دلخون شده پُر کن
کار دلم از جرعه و پیمانه گذشته
آشفته شده موی تو آنقدر که کارش
از دست من و آینه و شانه گذشته
سوگند به پیچیدگی خال سیاهت
نادم شده هرکس که از آن دانه گذشته
دیوانه مرا خواندی و من هیچ نگفتم
از آنچه به روز منِ دیوانه گذشته
هرچند حقیقی ست ولی رابطه ی ما
آنقدر عجیب است از افسانه گذشته...
کاوه احمدزاده
ما را در سایت غزل بانو دنبال میکنید
برچسب: گذشته, نویسنده: بازدید: 11