آخرش ناز و اداهایت هلاکم می کند
خون دلها میخورم وقتی لبت را می مکی
بانیِ شعر تمام شاعران پارسی
از من دلخون گرفته تا جناب رودکی
«درجمال و حُسن و خوبی درجهانت یار نیست
شکّرستانی و لیکن ترشرویی اندکی»*
تاکه می گویی به من : «می دل تره تنگ بوسته»
بیقرارم می کنی با آن زبان گیلکی
بر همین تُنگی که دارم سخت حسرت می بری
روزگاری که ببینی بر دهان لک لکی...
#کـاوه_احمــدزاده
پ.ن
*حضرت مولانا جلال الدین بلخی (مولوی)
غزل بانو...ما را در سایت غزل بانو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10