هنوزم هرزمانی که به یاد ماه می افتمبه در می آیم از چاله، درون چاه می افتمتو یک ماه بلندی، من پلنگی زخمی ام بانوشده دست من از دنیایتان کوتاه، می افتمهمیشه گم شدن پیدا شدن را در گرو داردیقین دارم به آغوشت منِ گُمراه می افتماگرچه پای عشقت تا ابد چون کوه می مانمبدون دست های تو شبیه کاه می افتمحقیری مثل من را چه به این بالا نشستن هاشبیهِ تاجی از روی سرت ای شاه می افتمدلت لبریز عشقم بود و من با اینکه می گفتمکه از چشمان تو هرگز نمی اُفu200d...، آه! می افتمکاوه احمدزادهبرچسبها: ماه و پلنگ, کاوه احمدزاده, اشعار گلچین, هذیان عشق, شعر عاشقانه+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:53 توسط ک غزل بانو...
ادامه مطلبما را در سایت غزل بانو دنبال میکنید
برچسب: ماه,پلنگ, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25