نسیم آورده مویش را بنا کرده به رقصیدن
گل از گل می شکوفد با لبش هنگام خندیدن
هوا سرد است یا رُژ میزند بر گونهٔ سیبش؟
چه غوغا می شود گلبرگ روی برف پاشیدن
گلستانی به پا کرده خدا بر قامتش امّا
چنان میترسد از بوسه که گل میترسد از چیدن
دهد پندم همان موجی که دورم می کند از او
پُرم از گوشماهی ها برای حرف نشنیدن
بدنبال خودم عمریست چون گرداب می گردم
ندارد هیچ سودی این به دور خویش چرخیدن
کـاوه احمــدزاده
ما را در سایت غزل بانو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 3