بیقرارم
بیقرارم...
بیقرارهیچکس!
می وزم چون باد سوی سبزه زار هیچکس!
با امیدی خوش خیالانه به پایان می برم
سال های عمر را در انتظارِ هیچکس!
تا کسی عاشق نباشد عشق می ورزد مگر؟!
عاشقم یک عاشقِ دیوانه وارِ هیچکس!
خسته ام تا بی نهایت زیر بارِ هر کسی
می تکانم شانه ام را از غبارِ هیچکس!
تاب و بی تابم برای خانه ام تا میرسم
بلکه یک لحظه بیاسایم کنارِ هیچکس!
هرکسی شعری برای شخص خاصی گفته است
می کنم من شعرهایم را نثار هیچکس!
می کشم دستی به روی تار موهای سفید
روبروی گریه ی بی اختیار هیچکس!
شاخه ی در آرزویِ نو بهارانم شکست
کاری از دستش نمی آید بهارِ هیچکس!
بیت بیت این غزل را اشک
میگوید، نه من
زیر شعرم می نویسم:
یادگارِ... هیچکس!
کـاوه احمــــدزاده
ما را در سایت غزل بانو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 6