اضداد

خرید بک لینک

من از وقتی که عقلم را به دستان دلم دادم

دقیقأ از همان موقع به دام عشقت افتادم

اسیرِ کنج زندانِ جهانم دور از آغوشت

به آغوشم بکش یارا! که در بند تو آزادم

پدر عمریست میگوید که دست از عشق بردارم

نکردم گوش و هرگز هم نمیگویم به اولادم

مپرس از من چرا جز عاشقی چیزی نمیدانم

که غیر از «عشق ورزیدن» نداده یادم استادم

بحُکمِ عقل ودل امشب بسویت جزر و مد دارد

چه رنجی میکشد بی تو وجود پُر از اضدادم

کاوه احمدزاده


برچسبها: کاوه احمدزاده, شعرهای عاشقانه, بهترین اشعار, دام, استاد
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:15 توسط کاوه احمدزاده |
غزل بانو...

ما را در سایت غزل بانو دنبال می‌کنید

برچسب: اضداد, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:25

صفحه بندی