شبیه سرو می ماند ولی او بار و بر دارد
دمار از من در آورده دو چشم مثل بادامش
یقین دارم یهودی هم نماز شکر میخواند
اگر قامت کند با آن صدای ناز و آرامش
نمی دانی چه چیزی هست موزون می کند شعرم؟
توجه کن به اوزانِ «تتن تن» توی هر گامش
شدم درگیر صیّادی که صیدش را نمیخواهد
مگر با نقشه ای دیگر بیفتم باز در دامش
زنی مانند او زیبا که «مجنون» کرده مردی را
نظامی داده این فتوا که «لیلی» می شود نامش
کاوه احمدزاده
ما را در سایت غزل بانو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9