غزل بانو

متن مرتبط با «نفرین» در سایت غزل بانو نوشته شده است

نفرین

  • نیلوبلاگ

    دستی بنه از روی کَرَم بر ضربانمتا خون به.. به.. بیرون نزند از شریانم با یاد تو از دور پُر از حرفم و حالابند آمده از دیدن روی تو زبانم کوتاه بکن فاصله ی لعنتی ام رابگذار به دستان تو خود را برسانم آنقدر که گفتم به فدایت بشوم تا...تردید نکن ؛ درد تو افتاده به جانم نفرین خداوند بر این ترس که نگذاشتتا ماشه ی این اسلحه ام را بچکانم هرچند رسیدن به تو رؤیاست ولیکنرؤیای قشنگی ست اگر زنده بمانم کاوه احمدزاده برچسبها: ضربان, شریان, ماشه, اسلحه, بهترین اشعار ایران+ نوشته شده در xa0پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ساعتxa...

    ادامه مطلب